<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com</link>
<description>  باز در کلبه تنهایی خویش عکس روی تو مرا ابری کرد عکس توخنده به لب داشت ولی اشک چشمان مرا جاری کرد</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>post</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-158</link>
<guid>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-158</guid>

<description><![CDATA[

چقدر سخته بخاطر یه نفر
 تمام کسایی رو که تو زندگیته خط بزنی/
بعدش بفهمی خودت تو لیستی هستی 
که اون بخاطریکی دیگه خطت زده......!]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:54:57 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-157</link>
<guid>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-157</guid>

<description><![CDATA[

خودم هم قبول دارم که کهنه شده ام ،
آنقدرکهنه که میشود روی گردخاک تنم یادگاری نوشت!
خیالی نیست،بنویس وبرو...]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:54:57 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-156</link>
<guid>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-156</guid>

<description><![CDATA[

خوش نشین بر لب آبی که روان میگزرد/ 
تا که احساس کنی عمر چنان میگذرد/
از صدای گذر آب چنان میفهمی/
تندتر از آب روان عمر گران میگذرد/
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیس!
آنقدر سیر بخند تا که ندانی غم چیست...!!!]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:54:57 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-155</link>
<guid>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-155</guid>

<description><![CDATA[

روزگار بی مروت لحظه ای شادم نکرد/
در قفس جان دادم وصیادآزادم نکرد/
در غریبی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد/
آرزوی مرگ کردم مرگ هم شادم نکرد...!!!
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:54:57 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-154</link>
<guid>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-154</guid>

<description><![CDATA[

روزی مجنون از روی سجاده شخصی در حال نماز عبور کرد
مرد نماز را شکست وگفت:
مردک من در حال راز ونیاز با خدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی؟
مجنون لبخندی زد وگفت:
من عاشق دختری هستم تو را ندیدم
تو عاشق خدایی ومرا دیدی!!!!!]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:54:57 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-153</link>
<guid>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-153</guid>

<description><![CDATA[

روز تولدم را فراموش کردی ...گفتم گرفتاری،
 زیبایی لبخندم را نا دیده گرفتی...گفتم غصه داری،
 محبتهایم را از یاد بردی...گفتم گله و شکایت داری،
 ولی حالا خودم را فراموش کردی... نمیدانم چه بهانه ای برای دلم بفرستم.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:54:57 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-152</link>
<guid>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-152</guid>

<description><![CDATA[

دلت که گرفته باشد با صدای ترانه که هیچ با صدای دست فروش دوره گرد هم گریه میکنی،
دوست بدار انهایی که در زندگیت نقشی&nbsp;داشته اند نه انان که برایت نقش بازی کرده اند]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:54:57 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-151</link>
<guid>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-151</guid>

<description><![CDATA[

شاید میان این همه نامردی باید شیطان را بستاییم که دروغ نگفت...
 جهنم را به جان خرید ولی تظاهر&nbsp;به دوست داشتن آدم نکرد.
درد دارد ... کسی تنهایت بگذارد که به جرم با او بودن همه تنهایت گذاشته اند]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:54:57 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-150</link>
<guid>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-150</guid>

<description><![CDATA[

حکایت من حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقی نداشت...
دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت...
حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجحه نزد...
زخم داشت اما ننالید...گریه کرد اما اشک نریخت...
حکایت من حکایت کسی بود که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود...]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:54:57 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-149</link>
<guid>https://kolbe-tanhaey.loxblog.com/post-149</guid>

<description><![CDATA[

نیا باران
زمین جای قشنگی نیست ؛
من از جنس زمینم خوب میدانم ، که :
دریا، جاده ی تو ؛ ماهی بیچاره را در تور ماهیگیر گم کرد ...
نیا باران
زمین جای قشنگی نیست ؛
من از جنس زمینم خوب میدانم ، که :
گل در عقد زنبور است ، اما یک طرف سودای بلبل ؛
یک طرف بال و پر&nbsp;پروانه را هم دوست میدارد ...
نیا باران
زمین جای قشنگی نیست ؛
من از جنس زمینم، خوب میدانم ، که :
اینجا جمعه بازار است
و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه&nbsp;میدادند ...
نیا باران
زمین جای قشنگی نیست ؛
من از جنس زمینم خوب میدانم :
در اینجا قدر مردم را به جو اندازه میگیرند ...
نیا باران
پشیمان میشوی از آمدن ؛
زمین جای قشنگی نیست ؛
در ناودان ها گیر خواهی کرد ...
نیا باران
در اینجا قدر نشناسند مردم ؛
در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه میگیرند ...
نیا باران ...نيا ...]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:54:57 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

